گروه: اخبار استان خبر: 137341 / تاریخ انتشار : 1398/6/29 ساعت : 11:54
به مناسبت شهادت شهید جواد هرمز پور

خانواده اش پس از شهادتش فهمیدند "سردار" است!/توصیه شنیدنی شهید هرمز پور به ادارات دولتی+تصاویر

وصیت من به اداره های دولتی این است که مردم را اذیت نکنید و خود را خدمتگزار به این اسلام و مردم بدانید.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، سردار شهید جواد هرمزپور در سال هزار و سیصد و سی دو در خانواده ای محروم برخاسته از روستایی محروم در میان روستاهای شهرستان بویراحمد به نام کالوس دیده به جهان گشود.  رفتار و درس و زندگی و علاقه فطری به مکتب را در میان خانواده ساده روستائی خود کسب نمود.  در گفته هایش صداقت و یقین توجه به محرومین عصیان زده هویدا بود با ستم و ستمگری و شکلهای خاص آن در جامعه ستمزده عشایری به شدت در ستیز بود.

 همزمان با تشکیل سپاه پاسداران این نهاد برخاسته از درون محرومان به آنجا روی آورد و از اولین پاسدارانی بود که در سخت ترین شرایط افتخار یافت لباس مقدس سپاه را بر تن کرده و به علت علاقه شدیدش به اسلام و روحانیت از همان اوایل در مبارزه با ضدانقلاب و منافقین لحظه ای آرام نگرفت.

 

پس از آغاز توطئه های ضدانقلاب در غرب کشور بدون لحظه ای درنگ برای مبارزه جهت تداوم انقلاب اسلامی روانه کردستان گردید و هنوز زجرها و خستکی جسمی ایشان رفع نشده بود که مملکت اسلامی مان از سوی رژیم افلقی صدام مورد تهاجم قرار گرفت و او که قلبش لبریز از عشق به خدا و امام بود به یاری رزمندگان در جنوب شتافت.

شهید جواد هرمزپور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل با رشادتی زایدالوصف و به یادماندنی در عملیات‌های متعددی که اکثراً مسئولیت فرماندهی یکی از گردان‌های عملیاتی بر عهده ایشان بود شرکت کرد و همواره به علت صداقت و شجاعت سمت فرماندهی و رهبری عملیات را به عهده داشت.

 

چندین بار از جمله در عملیات فتح المبین به سختی مجروح شد و هنوز زخم‌های پرعمقش شفا نیافته خود را جهت عملیاتهای بعدی آماده می‌کرد.

 سرانجام (مین)این تله مرگ آفرین دشمن در تاریخ 1362/6/27در زبیدات عراق هنگامی که سمت فرماندهی عملیات تیپ فاطمه زهرا (س)را به عهده داشت در کام خود بلعید و او را در راستای هدف پربارش  و در جوار مرکب سالار شهیدان اباعبدالله الحسین یعنی درجه رفیع شهادت قرار داد و این چنین به آرزویش دست یافت.راهش مستدام و روحش شاد باد. با هم این دعای پراخلاص و  سرشار ازعشق او را تکرار می کنیم. (خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما).

 

خرداد ماه سالجاری بود که درجه سرتیپ تمامی به خانواده سردار شهید جواد هرمز پور تعلق گرفت همسر این شهد اینگونه زندکگی اش را شرح می دهد و می گوید: شهید خیلی کم در خانه بود و همیشه در جبهه حضور داشت در آن زمان  پسرم یک سال و چهار ماه  و دخترم 6 ماه داشت که به شهادت رسیدند.

بدری صالحی گفت: شهید همیشه در آرزوی شهادت بودند و می دیدم که در نماز های شب چگونه گریه می کند  و همیشه در صحبت هایش می گفت که دوست دارم اولین شهید روستای کالوس باشم که اینگونه نیز شد و وی اولین شهید روستای کالوس است.

 هم اکنون دختر و پسرم هر دو ازدواج کردند که پسرم  با دختر یک شهید و دخترم نیز با برادر یکی از شهدای استان ازدواج کرده است، شهید هرمز پور همیشه می گفت که فرزندانم باید زندگی ساده داشته باشند که هم اکنون زندگی هر دو فرزندم ساده و به دور از تجملات است.

همسر شهید هرمز پور گفت: هر دو فرزندم وقتی به دنیا آمدند پدرشان در جبهه بود و آخرین باری که شهید به خانه آمد به او گفتم  چند روز دیگر مرخصی داری چرا نمی مانی  شما که اینقدر تلاش می کنی و زحمت می کشید چه پست و جایگاهی دارید چرا اینقدر فعالیت می کنی، گفت من سرباز و خدمت گذار این کشور هستم.

وی ادامه داد: وقتی که شهید شدند و در گلزار شهدای یاسوج تدفین شدند به روستای کالوس رفتیم و دیدم که عکس شهید  بر دیوارها نصب شده و نوشته سردار شهید جواد هرمز پور فرمانده تیپ  فاطمه زهرا (س)، آن زمان بود که ما متوجه شدیم ایشان چه سمت و پستی دارند.

صالحی گفت: شهید همیشه دوست داشت که گمنام باشد،  حضور شهید را در زندگی ام همیشه احساس می کنم در همه کارهایم وجود شهید را می بینم.

وصیت نامه شهید

من کوچکتر از آنم که بتوانم برای ملت پیام بفرستم ، امام ملت شهید پرور و مردم بویراحمد همان طوری که اماممان فرمودند که ملت در صحنه هستند و در صحنه بودن خود را نشان دادید . این چند کلمه را بپذیرید ، ما انقلاب نکردیم برای شکم . منظورم این است که اگر کمبودی باشد از نظر اقتصادی تحمل کنید . دولت را تضعیف نکنید . تضعیف دولت ، تضعیف امام است . تضعیف امام ، تضعیف اسلام است . نگذارید که دشمنان داخلی و خارجی بین شما نفوذ کنند . روز به روز وحدت خودتان را حفظ کنید که ما پیروزیم .به معلمان مسلمان و متعهد همان طوری که امام فرمودند ، مدرسه سنگر است ، سنگر ها را حفظ کنید . شما معلمان عزیز امید کشور هستید . سرنوشت این بچه های معصوم به دست شماست . امیدوارم که خداوند این توان را به شما معلمان عزیز بدهد . که این بچه ها را در جهت اسلام تربیت کنید و تربیت شماست که کشور را از وابستگی فرهنگی نجات می دهد .

وصیت دیگرم به اداره های دولتی این است که مردم را اذیت نکنید و خود را خدمتگزار به این اسلام و مردم بدانید . از کشاورزان و دامداران عزیز می خواهم که در کار خود جدیت بیشتری به خرج بدهند و تولید را به هر قیمت افزایش بدهند تا از وابستگی اقتصادی نجات پیدا کنند . از بازاریان عزیز می خواهم که آن مردم دور افتاده و بیچاره را در حقشان انفاق کنند ، گرانفروشی نکنند . چون ما باید حیات اخروی داشته باشیم نه دنیوی . 

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.