گروه: اخبار استان خبر: 141302 / تاریخ انتشار : 1398/10/24 ساعت : 10:37
فعال فرهنگی-سیاسی کهگیلویه و بویراحمد در ویژه برنامه شناسنامه 100:

بیماری سیاست زدگی داریم/در استان شهریارکشی می شود و نخبگان را زمین می زنند و له می کنند/درد استان ما نبود جاده نیست

شیرعلی خرامین گفت: یکی از ضعف های استانداران ما افراطی گری سیاسی است، در کوچکترین مسائل حتی برای استخدام یک سرایدار وارد سیاسی کاری می شویم، اجازه کار مستقل به استانداران داده نمی شود ؛ما بیماری سیاست زدگی داریم که دین، فرهنگ، برادری، پیشرفت و قوام ما را خراب می کند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس؛ برنامه شناسنامه 100 مستندی تلوزیونی اینترنتی بوده که در این برنامه سعی شده با نگاهی متفاوت و دعوت ازسیاسیون، نخبگان سیاسی و کارشناسان از گروه های مختلف اصلاح طلب، اصولگرا و حتی دیگر گرایشات فکری و جناحی پیرامون 100سال تاریخ استان کهگیویه بویراحمد و اشاره به مسائل مهم منطقه ای، سیاسی، تاریخی، فرهنگی و حتی اجتماعی تبادل نظر صورت گیرد.

 

این برنامه در قسمت‌های مختلف در حال تهیه و نگارش است و توانسته فضای سیاسی استان و حتی نخبگان را به چالش بکشد به طوری که حتی ذائقه مخاطبان را در بسیاری موضوعات مهم و مبهم به خود جلب کرده است.

 

نهمین ویژه برنامه شناسنامه 100 با حضور شیرعلی خرامین، استاد دانشگاه، رئیس اسبق دانشگاه پیام نور استان و فعال سیاسی-فرهنگی استان کهگیلویه و بویراحمد بود که در این مصاحبه نظرات وی در سه اصل مهم این برنامه که برگرفته از سیر تاریخی 100ساله استان کهگیلویه وبویراحمد، مسائل فرهنگی-اجتماعی و مسائل سیاسی است پرداخته شده است.

شناسنامه100 : در ابتدا یک معرفی و بیوگرافی از خودتان بفرمایید.

خرامین: بنده شیرعلی خرامین متولد سیاه چادر هستم، اگر بخواهم تعریف کنم در مجموع سیاه چادری داشتیم که از کوه دنا  تا کوه خائیز بهبهان بر دوش پدر بود و می چرخید.سال 1344دیپلمم را در همین سیاه چادرها گرفتم،لیسانسم روانشناسی دانشگاه شیراز و فواق لیسانسم دانشگاه ایران، فوق لیسانس دوم را در ناتینگهام انگلیس و دکترای تخصصی هم در رشته فلوشیپ جنگ نرم  از دانشگاه بیرمنگهام انگلیس.

 

شناسنامه100 :  ما دو حماسه تنگ تامرادی و تنگ گجستان در پهلوی اول و دوم داشتیم،مشکل اصلی ما این است که این حماسه در جامعه آنگونه که شایسته است،معرفی و شناسانده نشد،علت چیست؟

خرامین: تاریخ قبل از انقلاب استان را تنها در حد یک مطالعه معمولی می دانم باید این موضوع را تاریخ نویسان به صورت تخصصی تحلیل کنند اما آنچه خودم تحلیل و بررسی کردم دو برهه را باید از هم جدا کنیم یکی تاریخ غائله های تا سال 42 و دیگری حرکات بعد از سال 42 که در راستای پیروزی انقلاب صورت گرفت.

جریان قلعه علا و مردم بهمئی،حرکت تنگ تامردای،تنگ گجستان و بمباران سپیدار و دروهان همگی بخشی از اقدامات مردم استان در مقابله با رژیم پهلوی بود.

 

  دو نگرش تا الان با این تاریخ داشتیم که هر دوی آنها افراطی است ،اولا یک غفلت کلی ما نسبت به تاریخ استان داریم بنده تا الان ندیدم واکاوی عمیق تاریخی صورت گرفته باشد، هر چه دیدم در حد یک گزارش نویسی ساده بود به صورت ندرت دو کتاب دانشگاهی در این زمینه تحلیل کردند هر چند زحماتی کشیده شد اما بیشتر جنبه تاریخ نگاری داشتند تا تحلیل گری تاریخی و کشف حقایق.

 

نگرش دیگر این است که این حرکات را مقدس می دانند که هر دو دیدگاه به نظر بنده اشتباه است.

ما نه تنها در زمینه تاریخ بلکه در همه زمینه ها کم کاری شد؛ تاریخ فرهنگی استان ما در حال نابودی است. ملا مکتبی قدیم در حال محو شدن است اما کسی در این زمینه هیچ کاری نکرد.سرمایه ملت ما فرهنگی است که هنوز روی آن کار نشده است.دید بسیار مقدس به پدیده حرکت مردم بزگوار بهمئی به خصوص در بحث خانطلا و قلعه علا تا برسد به تنگ تامرادی و تنگ گجستان وجود دارد، بعضی هم این حرکات را نکوهش کردند که معتقدم هر دو گروه خطا رفتند.

 

در همه جنبش ها نقاط مشترکی مانند تعصب،غیرت و باور ایلی و طایفه ای نسبت به ناموس،حیثیت و مذهب دیده می شود.ما باید این تاریخ را نقد کنیم با وجود اینکه سران این جنبش ها انسان های بی سواد بودند اما به دلیل مقید بودن به دینداری و ناموس پرستی کارهای بزرگی کردند.کسی هنوز پالایش مثبت و منفی این جنبش ها نداشت برای نمونه در همین غائله ها ما بیشترین خسارات را در قبایل می بینیم این ها باید تحلیل شود حتی 80 درصد این غائله ها هم توسط خود مردم ما سرکوب شد.

این ظلمی در حق استان ماست که تاکنون ننشتیم و تحلیل تاریخی این جریان ها را نداشتیم .

ما در جنگ تحمیلی هم مردم مظلومی بودیم ما چهره هایی داشتیم که همانند همت و چمران بودند،شهید طیب را دست کم از چمران نمی دانستم اما به دلیل اینکه در استان ما زندگی کردند مشهور نشدند ،چرا در تهران بزرگ ترین اماکن و بزرگ راه ها به نام بزرگان کشور است اما در استان ما اینگونه نیست ؛اگر بزرگان ما قابل ستایش بودند چرا در جامعه مغفول ماندند؟تاریخ دانان به ما بگویند؟برای دلواری،سردار اسعد بختیاری و ستارخان و باقرخان چه اسم هایی می گذارند؟بزرگان ما دست کمی از این افرادی نداشتند ،ما به این شخصیت ها ظلم کردیم.

 

شناسنامه100 : چرا کارهای فرهنگی سنتی در استان ما مانند شاهنامه خوانی هنوز آنگونه که شایسته است،بین مردم رواج پیدا نکرده است؟چرا امروز لباس محلی استان ما هم گم شده است؟

خرامین: به فرهنگ نه تنها در استان ما بلکه در کشور ظلم شده است ؛ما یک وظیفه  تبلیغی داریم،ایران را در جهان به سعدی،مولوی و حافظ می شناسند اما چقدر این مشاهیر و دیگر مباحث فرهنگی تبلیغ شدند؟دین اسلام دین فرهنگ،اخلاق و باورهای فرهنگی است،در این زمینه هم نتواستیم کار فرهنگی عمیق کنیم.

 

ما فکر کردیم بسیاری از والیان استان ما آدم های فرهنگی نبودند، بررسی کردم 17 استاندار از ابتدای انقلاب تاکنون داشتیم تنها 2 یا 3 مورد نیروی فرهنگی بودیم بقیه همه عمرانی و مکانیکی بودند.فکر می کنند توسعه یعنی فرودگاه،جاده، آب و برق اما به چه قیمتی؟بودجه ما یک هزارم بودجه عمرانی است در کشوری که بنای آن فرهنگی و دینی است.

 

ما به جای نگرش فرهنگی نگرش تبلیغی داریم چون در کشور ما بنا را بر آماردهی گذاشتیم.

شناسنامه100 : چرا آنگونه که شایسته است به شخصیت های استان ما ارج گذاشته نمی شود؟آیا اگر مرحوم آیت الله ملک حسینی متعلق به استانی دیگر بود،اینگونه به ایشان بی مهری می شد؟چرا این یار انقلابی امام گمنام ماند؟

خرامین: خدا رحمت کند آیت الله ملک حسینی را، بنده از آدم هایی هستم که ایشان را با تمام وجود دوست داشتم.وی ویژگی هایی داشت که نادر بود، یکی صداقت و پاکی سرتاپایوی استثنائی بود، شجاعت استثنائی داشت.وقتی موضع گیری شجاعانه وی را می دیدیم آدم از این همه شجاعت تعجب می کرد برایشان هم مهم نبود طرف مقابل چه کسی باشد.

 

حافظه آیت الله ملک حسینی هم استثنائی بود انسان عمیقی بود استان ما شهر شهریاران کش است جای تاسف است چرا همه ما تمایل به فرار داریم؟چرا ما این همه شهریارکشی می کنیم.مقاله ای داشتم که در یکی از رسانه های استان منتشر شد"امان از شهر شهریاران کش"به جان هم افتادیم .

 

بنده از انگلیس برگشتم روزی که برگشتم خبرنگار سوال کرد که مغزها فرار می کنند تو چرا آمدی گفتم من مغز نداشتم که آمدم من دل داشتم الان بعد از 20 سال فکر کنم بلایی به روز من آمد که نپرس،دردی که بر من وارد شد بر کوه هم وارد نشد.بنده ضعیفت ترین نیروی استان هستم چه تهمت ها به هم می زنیم چرا از پیشرفت هم حسادت می کنیم ،چپ و راست فرقی ندارد بنده باید از پیشرفت فرزندان استان خوشحال باشم،یکی از دانشجویانم به هند رفته بود مقایسه کشورهای جهان اول و جهان سوم تز این دانشجو بود،گفتم چه دیدی؟گفت:در کشورهای جهان اول کسی که بخواهد پیشرفت کند همه کمکش می کنند اما در کشور های جهان سوم کسی که قصد پیشرفت داشته باشد همه زیر پای او را خالی می کنند.

 

گفتم در استان ما تنها این کار را نمی کنند بلکه او را زمین می زنند و له می کنند،طبق قانون ناخودآگاه جمعی باورمان این بود که اگر همسایه من خوب شد من غارت می شدم اگر برادر و همسایه ام قوی شد من ضعیف می شدم و باید به آنها باج می دادم بنابراین این حسادت در ذات ما مانده است،این حسادت بین بچه های تحصیل کرده ما بیداد می کند.

شناسنامه100 : چرا راجع به حماسه مسجد شهیدان گچساران آنگونه که شایسته است،پرداخته نشده است؟چرا این حماسه سازی و قیام مردم استان نادیده گرفته شد؟

خرامین: اصلا بحث قیام مردم گچساران تنها نیست،ما خودمان خواستیم، ما در جنگ اعجوبه و اسطوره داشتیم به تمام مقدسات قسم ما اسطوره داشتیم در همین مسجد شهیدان گچساران غلغله شد، تبریز یک اتفاقی افتاد، هنوز که هنوز است سالگرد و دیدار با رهبری و سخنرانی و روشنگری می کنند اما ما چه کردیم؟اگر این اتفاق در هر جای کشور رخ می داد، ماندگار می شد.

 

بنده در سخنرانی سال گذشته اعلام کردم که گچساران آبرو و نگین انقلاب استان است.در دهدشت شهید نورالدینی تشییع جنازه ای داشت که بی نظیر بود ،در دهدشت شخصی به نام سید علیرحم موسوی را داریم، آنقدر فعال بود که اولین شخصی بود او را ترور کردند الان به دلیل همین ترور در مزرعه ای در گوشه ای افتاد است. ما چند نفر سید علیرحم موسوی داریم که کسی به فکر آنها نیست؟در تبریز هر ساله با بازماندگان جنگ مصاحبه می کنند اما چند نفر در تلویزیون استان ما سراغی از سید علیرحم موسوی و امثال وی گرفت؟خانم حاتمی در گچساران اسوه شکنجه است،تمام بدنش را با اتو سوزاندند وقتی این خانم از شکنجه می گوید بدن آدم می لرزد، چند بار در تلویزیون با این افراد مصاحبه شد؟

 

شناسنامه100 : چرا استان ما همچان واژه محرومیت را با خود یدک می کشد؟آیا استانداران توانستند کهگیلویه  بویراحمد را به خوبی به کشور معرفی کنند؟

خرامین: هر کدام از استانداران ما کار کردند اما کافی نیست.امیدوارم این استاندار به جای پرداختن به دیگر مسائل به مسائل فرهنگی بچسبد، بنده اعلام کردم دست او را می بوسم اما ما کارخانه و ساختمان نمی خواهیم،به ما فرهنگ، حرمت و اعتماد به نفس بدهد.

استاندارهای ما خیلی متغیر بودند، ما استاندار دو ماهه هم داشتیم طولانی ترین عمر بین  استانداران ما مربوط به آقای شور انگیز بود که نزدیک به 4 سال ماند، از 18 استاندار ما تنها دو نفر بومی بود.یک استاندار تا یک استان را بشناسد ماه ها طول می کشد.

ضعف بعدی استانداران ما نبود تخصص فرهنگی است، درد استان ما نبود جاده نیست،درد جامعه ما فرهنگ سازی است.

ضعف چهارم استانداران ما افراطی گری سیاسی است، در کوچکترین مسائل حتی برای استخدام یک سرایدار وارد سیاسی کاری می شویم.اجازه کار مستقل به استانداران ما داده نمی شود ؛ما بیماری سیاست زدگی داریم که دین، فرهنگ، برادری، پیشرفت و قوام ما را خراب می کند.

 

بخش دوم و جنجالی این گفتگو به زودی منتشر خواهد شد...

انتهای پیام/

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.